بزرگسالجوانرمان خارجیمطالب جدیدمعرفی کتاب

کتاب کالیگولا | آلبر کامو

کتاب کالیگولا اولین نمایشنامه آلبر کامو نویسنده برنده جایزه نوبل است که در سال 1938 نوشته شده اما در سال 1945 به صحنه رفت و اجرا شد. کالیگولا نام یکی از امپراطوران روم است. کامو برای نوشتن این نمایشنامه به کتاب‌ها و اسناد تاریخی اتکا کرده است.

آلبر کامو در تعریف پوچ گرایی و فلسفه خود چند اثر دارد که به سه گانه پوچ گرایی کامو مشهور هستند. شامل : بیگانه، کالیگولا و افسانه سیزیف.برخلاف بیگانه و کالیگولا که شخصیت اول داستان پوچ‌گرا است در افسانه سیزیف به تعریف و توضیح پوچ گرایی می‌پردازد.

درباره کتاب کالیگولا

کائیوس امپراطور مشهور رم است که خیلی زود، در جوانی به قدرت رسید. ارتشیان به او نام کالیگولا دادند، بخاطر نوع چکمه‌های نسبتاً کوتاهی که به پا می‌کرد و پس از آن بیشتر به کالیگولا شهرت داشت. کالیگولا با خواهر خود «دروسیلا» ازدواج کرد، همچنین با دیگر خواهرانش رابطه داشت.

تاقبل از مرگ خواهر و همسرش، دروسیلا کالیگولا امپراطوری شایسته و محبوب بود و حکومت بسیار خوبی هم داشت، او حتی مالیات گرفتن از مردم را نیز متوقف کرده بود.اما با مرگ دروسیلا، کالیگولا دچار جنون شد. بعد از مرگ دروسیلا تا چند روز از او خبری نبود. کالیگولا آشفته و سرگردان همه جا بود و هیچ جا نبود، بعد از مدتی به کاخ برگشت و متوجه تغییرات در او شدند.

کالیگولا از مرگ معشوقش، زندگی در این دنیا را پوچ یافت. در قسمتی از کتاب می‌گوید : « آدم‌ها سرانجام می‌میرند اما حتی خوشبخت هم نمی‌میرند.»

کالیگولا دیگر این دنیا را کافی و دوست داشتنی نمی‌داند و به دنبال چیزی است ناممکن و بیشتر از این دنیا. چیزی که برای او و خوشبختی‌اش کافی باشد.او با رسیدن به این ها خود را جزو معدود کسانی می‌داند که به آزادی رسیده‌اند. تلاش می‌کند به دیگران هم درس آزادی بدهد. برای رسیدن به آزادی و یاد گرفتن آن باید با مرگ روبرو شد و آن را تجربه کرد.

آلبر کامو درباره کالیگولا می‌گوید:

کالیگولا مردی است که شور زندگی او را تا جنون تخریب پیش می‌راند. مردی که از بس به اندیشه خود وفادار است وفاداری به انسان را از یاد می‌برد. کالیگولا همه ارزش‌ها را مردود می‌شمارد. اما اگر حقیقت او در انکار خدایان است، خطای او در انکار انسان است. این را ندانسته است که چون همه چیز را نابود کند ناچار در آخر خود را نابود خواهد کرد. این سرگذشت انسانی ترین و فجیع ترین اشتباهات است.

چیزی که باعث تغییر و جنون کالیگولا شد مرگ دروسیلا نیست بلکه پوچ و فانی یافتن همه چیز است.امپراطور رسیدن به این مطلب و دانش را که اندک کسانی آن را دریافته اند، در می‌یابد و خودش را همچون یک خدا می‌داند.

امپراطور بی رحم می‌شود و نام کارهای خود را هیجان هنری می‌گذارد، برای کشتن و تجاوز به اطرافیان و خانواده آنها نقشه و سناریو دارد.اطرافیان را با مرگ روبرو می‌کند، دست به کشتن آنها یا خانواده‌شان می‌زند اما سرانجام در می‌یابد که راهکار مرگ نیست و حتی آزادی که به دست آورده، آزادی حقیقی نیست.

اما این کشتن‌ها، این تجاوزها و زورگویی ها موجب خشم، نفرت و شورش بسیاری از همان کسانی می‌شود که موجب ظلم کالیگولا قرار گرفتند.کسانی که بخاطر کالیگولا جان عزیزان‌شان همچون خواهر امپراطور گرفته شد اما نه مجنون شدند و دیوانه و به زندگی خود ادامه داده بودند، تحمل رفتار کالیگولا برایشان سخت شده سرانجام دست به شورش می‌زنند.

برش هایی از کتاب کالیگولا :

این دنیا هیچ اهمیتی ندارد و کسی که این حقیقت را بپذیرد آزادی‌اش را به دست آورده است. دقیقا به همین خاطر که آزاد نیستید از شما متنفرم.

تو این را نمی دانی که آدم هیچ وقت تنها نیست و سنگینی آینده و گذشته همه جا همراهش است.

به عقیده من آدم با طرفداری از پوچی و نتیجه های حاصل از آن، نه می‌تواند به زندگی ادامه دهد و نه خوشبخت باشد.

اگر ماه را به دست می آوردم، اگر عشق کفایت می‌کرد، همه چیز عوض می‌شد. اما کجا می‌توانم این تشنگی را سیراب کنم؟ کدام دلی است، کدام خدایی است که برای من عمق یک دریاچه را داشته باشد؟ در این دنیا یا در آن دنیا هیچ نیست که در حد من باشد. با این همه می‌دانی که فقط کافی بود که ناممکن میسر شود.

 

از دست دادن زندگی چیزی نیست و هر وقت که لازم باشد من این شهامت را خواهم داشت. اما از دست رفتن معنای زندگی و نابود شدن انگیزه هستی، این است آنچه تحمل کردنی نیست.

من می‌دانستم نومیدی هست، اما نمی‌دانستم یعنی چه. من هم مثل همه خیال می‌کردم که نومیدی بیماری روح است. اما نه، بدن زجر می‌کشد. پوستم درد می‌کند، سینه‌ام، دست و پایم. سرم خالی است و دلم به هم می‌خورد. و از همه بدتر این طعمی است که در دهنم هست. نه خون است، نه مرگ، نه تب. اما همه این ها با هم کافی است زبانم را تکان بدهم تا دنیا سیاه شود و از همه موجودات احساس نفرت کنم. چه سخت است، چه تلخ است انسان بودن

مشخصات کتاب :

  • نام کتاب : کالیگولا
  • نویسنده : آلبر کامو
  • مترجم : ابوالحسن نجفی
  • انتشارات:نیلوفر
  • موضوع : نمایشنامه‌ فرانسه
  • تعداد صفحات : 148

 

همچنین دیگر کتاب‌هایی که از آلبر کامو می‌توانید بخوانید:

کتاب طاعون

کتاب بیگانه

 

 

تهیه شده توسط نویسنده سایت

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا