بزرگسالجوانرمان خارجیعاشقانهمعرفی کتاب

کتاب مردی بنام اوه |فردریک بکمن

کتاب مردی بنام اوه (A Man called ove) رمانی که مجله ی آلمانی اشپیگل درباره ی آن این چنین نوشته است:

کسی که از این رمان خوشش نیاید بهتر است هیچ کتابی نخواند.

بیوگرافی نویسنده:

در ابتدا به بیوگرافی این نویسنده این کتاب و سپس به موضوع کتاب میپردازیم. کارل فردریک بکمن(Carl Fredrik Backman)نویسنده و وبلاگ نویس سوئدی است. او متولد سال1981 می باشد.

ابتدا بیشتر شهرت او به دلیل وبلاگ نویسی بود. فردریک بکمن در سال 2012کتاب مرده بنام اوه را نوشت و بیش از 600هزار نسخه از این کتاب به فروش رفت.این کتاب درحال حاضر به بیش از 30 زبان ترجمه شده است. و رتبه ی پرفروش های سوئد و نیویورک تایمز را از آن خود کرده است.

در سال 2016 نیز فیلمی برگرفته از کتاب با نام مردی بنام اوه در سینماهای جهان اکران شد. فردریک بکمن همسری ایرانی دارد و با دو فرزندش در سوئد ساکن هستند.((منبع:ویکی پدیا))

از دیگر آثار فردریک بکمن :

  • مردی بنام اوه
  • تمام آنچه پسر کوچولویم باید درباره ی دنیا بداند
  • مادربزرگ سلام رساند و گفت متاسف است
  • بریت ماری اینجا بود
  • شهر خرس
  • و هر روز صبح راه خانه دورتر و دورتر می شود
  • ما در برابر شما
  • و من دوستت دارم
  • رسوایی

داستان کتاب مردی بنام اوه

مردی بنام اوه یک شخصیت پیرمرد تنها و بداخلاق و عبوس است که به همه چیز و همه کس ایراد میگیرد. اوه بنظر آدم سرد و بی روحی است . اما از دل سردی شعله های گرمابخش احساسات و انسانیت بیرون می آید.

هنگامی که یک جور دیگر به داستان نگاه کنیم میبینیم که اوه یک پیرمرد عاشق و تنها است. که در دوران میان سالی است. به تازگی از کارش اخراج شده است و بیشتر از همه نبود همسرش او را اذیت می کند و نیاز به درک شدن و یک همدم دارد.

اوه مرد کم حرفی است و بسیار سخت کوش و منظم است. کمی اخلاق وسواس گونه دارد و به همین دلیل اعتقاد دارد همه چیز باید سر جای خودش باشد و نمی تواند بی نظمی را تحمل کند.

اوه اصلا یک مرد امروزی نیست و یک مرد سنتی است بطوری که وقتی داستان را بخوانید قطعا از همان ابتدا متوجه این موضوعات خواهید شد.

در طول داستان اوه میخواهد بارها خودکشی کند که پیش همسرش سونیا برود. اما هر بار که تصمیم به خودکشی می گیرد اتفاقی یا شخصی ناخواسته مانع او میشود.

از جذابیت های این داستان برای ما ایرانی ها بنظرم وجود شخصیت پروانه همسایه ی اوه است. پروانه زنی قوی و با نشاط است. هنگامی که تازه این کتاب را خوانده بودم با خود می گفتم که قطعا نویسنده شناخت خوبی نسبت به ایرانی ها دارد.

و هنگامی که فهمیدم همسر فردریک بکمن ایرانی است به این فکر کردم که شاید شخصیت پروانه را از همسرش الهام گرفته باشد.

این کتاب آنقدر متن راحتی دارد که میتوانید شب قبل از خواب آن را مطالعه کنید. نسخه سینمایی هم از کتاب موجود می باشد که اگر علاقمند باشید میتوانید در کنار کتاب فیلمش را هم تماشا کنید.

برشی از متن کتاب

دوست داشتن یک نفر مثل این میمونه که آدم به یه خونه اسباب کشی کنه.

اولش آدم عاشق همه چیزهای جدید میشه.

هرروز صبح از چیزهای جدیدی شگفت زده میشه که یکهو مال خودش شده اند

و مدام میترسه یکی بیاد تو خونه و بهش بگه که یه اشتباه بزرگ کرده

و اصلا نمی تونسته پیش بینی کنه که یه روز خونه به این قشنگی داشته باشه. ولی بعد از چندسال نمای خونه خراب میشه. آدم از همه سوراخ سنبه ها و چم و خم هایش خبر داره. آدم میدونه وقتی هوا سرد میشه باید چکار کنه که کلید توی قفل گیر نکنه کدوم قطعه های کف پوش تاب میخوره وقتی آدم پا رویشان می گذاره و چجوری باید در کمدهای لباس را باز کنه که صدا نده و همه این ها رازهای کوچکی هستن که دقیقا باعث میشن حس کنی که توی خونه خودت هستی.

وقتی باز یکی از دوستانش آمد و پرسید چرا عاشق این مرد شده سونیا پاسخ داد عاشقش هستم چون بقیه ی مردها وقتی آتش سوزی می بینند راهشان را می کشند و می روند ولی مردهایی مثل اوه برای کمک داخل آتش می روند.

لذت خواندن کتاب مردی بنام اوه از فردریک بکمن را از دست ندهید:)

 

تهیه شده توسط نویسنده سایت

اگه دوست داشتی یه چایی به ما بده 🙂 (حمایت از اِل آر بوک)


یه چایی مهمونم کم

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا