رمان خارجیمعرفی کتاب

کتاب قمارباز | فئودور داستایوفسکی

کتاب قمارباز به قلم داستایوفسکی (فئودور میخائلوویچ داستایوفسکی) در سال 1866 منتشر شد.

اعتیاد خود داستایوفسکی به رولت الهام بخش نوشتن این رمان بوده است. نویسنده 45 سال داشته و به دلیل بدهی اش این رمان را در مدت کمتر از یک ماه نوشته است.

تحلیل کتاب:

داستایوفسکی در رمان قمارباز از تجربیات ناخوشایند اقامت در کشوری دیگر و ماجراهایی درباره‌ی پول و قمار شرح می دهد. اما محوریت اصلی داستان درباره ی قمار است.

در این کتاب زندگی از نظر داستایوفسکی مانند بازی قمار است. انسان یک گزینه را انتخاب می کند و چرخ را می چرخاند ،می چرخد و می چرخد… و اینکه بخت با او یار باشد یا خیر ، فراتر از قدرت دست انسان است.

رمان قمارباز درباره ی آدم هایی است که هر چقدر برنده می شوند باز حریص تر می شوند. همه ی زندگی خود را به پای شانس می گذارند و اهمیتی به باخت نمی دهند. در داستان با آدم هایی مواجه می شوید که هنگام قمار ، قلم و کاغذ در دست می گیرند و حساب و کتاب می کنند. آن ها تلاش می کنند تا نوعی رابطه منطقی در بازی پیدا کنند و برنده شوند و پولی را بدست بیاورند.

اما همانگونه که پیدا کردن یک رابطه منطقی در قمار غیرممکن است. در زندگی نیز پیدا کردن همچین امری ناممکن است. از ویژگی منحصر به فرد آثار فئودور داستایوفسکی روانکاوی و بررسی زوایای روانی شخصیت های داستان مخصوصا در کتاب قمارباز است.

نویسنده آنقدر زیاد به توصیف محیط اطراف و فضا نمیپردازد، اما در عوض تبحره ی خاصی در تحلیل شخصیت ها دارد. داستایوفسکی در رمان درباره ی روابط هایی می گوید که تمامی انسان ها در زندگی روزمره با آن مواجه هستند. دغدغه‌هایی که هر یک از شخصیت ها دارند. دغدغه هایی همچون عشق،شهرت،ثروت و…

داستان کتاب:

رمان قمارباز از زبان یک معلم سرخانه جوان روسی بنام الکسی ایوانویچ روایت می شود. که برای خانواده یک ژنرال روسی کار میکند. این خانواده اشرافی بر اثر اتفاقات و سهل انگاری ها ثروت خود را از دست داده اند و همگی در هتلی در شهر رولتنبورگ ساکن هستند

چشم امید این خانواده  به ارثی است که قرار است بعد از مرگ عمه ی ژنرال (که اهالی خانه او را مادربزرگ صدا می کنند) به آن ها برسد. ژنرال عاشق زن جوانی بنام مادمازل بلانش است .که این زن هم منتظر است از طریق ارث مادربزرگ به او ثروتی برسد.

الکسی ایوانویچ نیز که سخت عاشق پولینا(دخترخوانده ژنرال)است. و در داستان کاملا متوجه می شوید که حاضر است به خاطر پولینا هر کاری کند. و هنگامی که پولینا به الکسی می گوید که برایش قمار کند، متوجه می شود که پولینا نیز نیاز مالی شدیدی دارد.

همگی منتظر تلگراف خبر فوت مادربزرگ و رسیدن ارث هستند که زندگیشان را سر و سامان ببخشند. که ناگهان مادربزرگ بی آنکه خبری بدهد به دیدن آن ها می آید. و از همان روز اول به شدت دلبسته ی قمار می شود…

برشی از کتاب قمارباز :

آخر با جیب خالی که نمی‌شود قمار کرد. آدم باید پولی داشته باشد که ببازد.

پرنده را از پروازش می‌شناسند، آدم را از کارهایش!

ابتدا همه‌چیز به‌نظرم بسیار کثیف می‌رسید، اخلاقا پلید و سیاه.منظورم ابدا ده‌ها و صدها پول‌جوی بی‌قراری نیست که دور میز رولت جمع می‌شوند. من در میل مردم به بردنِ هر چه سریع‌تر پول هیچ‌چیز ناپاکی نمی‌بینم.
من حرف آن مدعی را یاوه می‌شمارم که با شکم سیر و خیال راحت درس اخلاق می‌دهد و در جواب کسی که در توجیه بازی خود عذر می‌آورد که «کلان بازی نمی‌کنم»، می‌فرماید:
«دیگر بدتر! زیرا این نشان حقارت حرص است.» انگاری حرص حقیر و طمع بلند همتانه باهم فرقی دارند.

اگر علاقه مند به ادبیات روسی هستید و دوست دارید آثار نویسندگان مشهور  را بخوانید کتاب قمارباز را از داستایوفسکی را به شما پیشنهاد میکنم:)

 

مشخصات کتاب

  • نام:قمارباز
  • نویسنده:فئودور داستایوفسکی
  • مترجم:جلال آل احمد
  • انتشارات:آشیانه مهر
  • تعداد صفحات:256

 

تهیه شده توسط نویسنده سایت

 

اگه دوست داشتی یه چایی به ما بده 🙂 (حمایت از اِل آر بوک)


یه چایی مهمونم کن

نوشته های مشابه

یک دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا